تبليغاتX
من چه سبزم امروز

من چه سبزم امروز

سلام من هستم...دارم کتاب عاقلانه خوردن روتموم میکنم...تموم که شدمیام ازش مینویسم.

کلامن یه کمی تنبل تشریف دارم..هرکارکوچکی روواسه خودم بزرگ میکنم...مثال:

از۱سالگی پسرم میخواستم اونوببرم اتلیه ازش عکس بگیرم...هی گفتم باشه این هفته...اون هفته!...بالاخره این پسر۲ساله شدومن دیدم هنوزاونونبردم اتلیه!!!!!....وخلاصه بعدازانتخاب اتلیه دریک شب بارونی اونودر۲سال و۱ماهگی بردم اتلیه!

اینوگفتم تابدونین چرامن ۱ماهی میشه که هنوزاین کتاب روتموم نکردم!وپست نذاشتم!

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آذر 1390ساعت 14:42  توسط رسپینا  | 

به توصیه دوستم زیباجون میخوام کتاب عاقلانه خوردن البرت الیس روبخونم...امیدوارم کمکم کنه!

هنوزتوهمون وضعیت قبلیم...حال وهواوحوصله ام تعریفی نداره!...پس دیگه بیشترنمینویسم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 23:45  توسط رسپینا  | 

بالاخره تلاش جون هم مامان شد...ازصمیم قلب بهش تبریک میگم.

ازهماجون وزیباجون ممنونم که بهم سرزدن...کلی خوشحال شدم.

همچنان دارم باخودم کلنجارمیرم....همش منتظریه نقطه عطفم که شروع کنم....اماهنوزشروع نکردم.

اگه حالم خوب باشه وسرحال باشم حواسم به خوردنم هست ...به اینکه سالم بخورم...توهم توهم نخورم....هله هوله نخورم....اما وای به روزیکه اعصابم خوردباشه دیگه همش قروقاطی میخورم واخرسرهم ازاینکه اینطوری خوردم ناراحتیم بیشترمیشه...افسرده میشم.واین یعنی یک دورباطل!

جالبه که من همه اینارومیدونم اما شروع نمیکنم!چرا؟

شایدبه قول زیباجون من خیلی حقیرم..!

چقدر پست و حقیرانه ست،
خواستن مداوم
و
سعی نکردن برای دست یابی.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام مهر 1390ساعت 22:55  توسط رسپینا  |